تبلیغات
برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات. - می رسم از تو به خودم، شکل لبخند تو شدم ..!

برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)


هرجای این شهرو چشم میندازم

از تو ی چیزی یادگاری هست

حتی توی آروم ترین کافه چیزی برای بی قراری هست

هرجای این شهرو بی تو میگردم

با تو یه جوری خاطره دارم

وقتی که رفتی

جای تو عکساتو بغل کردم شاید تو قاب عکس تو جا شم

شاید یه روزی تو همین شهر و تو همین کافه سر این میز

چشماتو دیدم خوب شد حالم شاید یه روزی آخر پاییز


هوالمحبوب (خدا دوست داشتنی است)

با سلام

خیلی دوست داشتم از بزرگترین استاد فیزیکم که در واقع پدر مرحومم استاد حبیب اله سریری باشند یادی بکنم. ایشان همواره من را تشویق می کردند به گردآوری مطالب گوناگون و مفید در رابطه با کارم و تأکیدشان بر این بود: "هر کمی از هیچی بهتر است." منظورشان این بود که ضمن تخصص در کارم، در مورد حواشی و جوانب کارم که شاید زیاد تخصصی هم نباشد اطلاعات داشته باشم. حتّی اگر شده یک تعریف بسیار کوچک از مطلب مورد بحث. مثلاً رشتۀ من قدرت بود می گفتند در مورد وسایل مخابراتی و الکترونیکی و کامپیوتری هم یک سری تعریف های کلّی فرا بگیرم.

جالب است بدانید مغز اینشتین را هم که بررسی کرده اند متوجّه شده اند او هم از این قانون "هر کمی از هیچی بهتر است" پیروی می کرده، و سعی می کرده از هر چیزی کمی اطلاعات داشته باشه. تنوع داده های ورودی به مغزش و طبقه بندی آنها زیاد بوده. چون قسمت ورودی و طبقه بندی مغزش بیشترین فعّالیّت را نشان می داده. در هر صورت تعریف های زیادی برای IQ و EQ وجود دارد. قبلاً می گفتند هر که IQ بالایی داشته باشه یا خلّاق تر باشه در زندگی و جامعه موفق تر است. ولی الان می گویند هر که EQ بالایی داشته باشه موفق تره. یعنی همیشه خلاقیت زیاد لازم نیست. از همان داشته هایت به نحو احسنت استفاده کن. یا زود ویژگی های مثبت دیگران را تقلید کن و یاد بگیر. داشته های انسان، فقط هوش و خلاقیت و ابتکار نیست. می تواند تنوع اطلاعات باشد یا تنوع ارتباطات با مردم مختلف. EQ یعنی شخص بتونه عواطف خودش رو کنترل کنه زودرنج نباشه، زود عصبانی نشه. احساساتی مثل حسادت، عصبانیّت، ترسو و خجالتی بودن و باور نداشتن خود و ... باید کنترل شوند. کسی که EQ بالایی داره این پارامترهای منفی که همه انسانها دارند رو کنترل می کنه و با همه مردم به نحو احسنت ارتباط برقرار می کنه و روابط عمومی خوبی داره. فرض کنید دو نفر مهندس که یکی خیلی خلّاق هست ولی روابط عمومی و ارتباطات خوبی نداره و دیگری که ابتکار نداره ولی روابط عمومی و ارتباطات و دوستان زیادی داره به یک مسأله فنی یکسانی برخورد می کنند، به نظر شما کدامیک زودتر و بهتر و مفیدتر مسأله را حل می کنند؟ مهندسی که ارتباطات زیادی داره با چند تلفن به دوستان مختلفش می تواند موفق تر باشد. یادآوری می کنم، سرمایۀ ما پولی که در جیب داریم نیست، بلکه ارتباطات موّفق و دایرۀ دوستان و آشنایان ما می باشد. در خاتمه باید بگم که در این مورد هم پدرم الگوی من هستند که همیشه خنده رو بودند و نصیحت می کردند که با مردم با محبّت برخورد کن، تا در زندگی موفق باشی.


                          "  یادش گرامی و روحش شاد "

هوش هیجانی  

جمعه 17 شهریور 1391 02:05 ق.ظ
با عرض سلام

مرحوم استاد حبیب الله سریری دوست خوبم همیشه زندست او با همان لبخند همیشگی زندست .با محبتهایش و مهربانیهایش و با دعاهای نیمه شبش و....... دیگر گریه اجازه نمیدهد چیزی بنوسیم . او همیشه زندست .
سمیه
جمعه 17 شهریور 1391 12:03 ق.ظ
معرفتی که شما ارث بردید مهمه. روحش شاد که پسری داره که الان به یادشه
منیژه
دوشنبه 30 آبان 1390 08:38 ب.ظ
گرانمایه دردمند؛ جناب آقای سریری که حق یارش باد و خاطر حقگزاران غمگسارش باد.

مشکل حکایتی است، آن کس داند که کوه اندوه را جابجا تواند... آسان نیست.



که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ

در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد

دریغا دریغ، فسوسا فسوس، تقدیر او و تدبیر ما، این کجا و آن کجا؟!!

عزیزا اینقدر هست که تغییر قضا نتوان کرد و معاملتی جز به تسلیم و رضا نتوان کرد. در نهایت دانی که الله مع‌الصابرین. بر این باید رفت، نفس فرشتگان، خستگان آن خاندان را مرهم باد.

فهیمه برزگر
یکشنبه 26 تیر 1390 12:00 ق.ظ
روحش شاد
مرجان
چهارشنبه 15 تیر 1390 12:13 ق.ظ
جاش ایشا... تو بهشته
kiana
شنبه 4 تیر 1390 11:48 ق.ظ
rahmat ba ou
ehsan
شنبه 3 اردیبهشت 1390 07:10 ب.ظ
khoda biamorzadesh
جمال شناسا
جمعه 19 فروردین 1390 07:25 ق.ظ
سلام
نمیدانم آیا این آقای حبیب سریری همان دوست وهمراه و هم دل من كه دربردخون توابع دیر بوشهر هست یا نه
درهرحال اگر اون هست .......... نمیدانم چه بنویسم اشك اجازه ام نمیدهد.چیزی بنویسم . خدا یش بیامرزد.
پاسخ ایمان سریری : سلام آقای شناسا. بله ایشان در دیر بوشهر اوایل جوانی تدریس می کردن و خاطراتی از شما برایمان تعریف کرده بودند. فرشته ای بود که کمتر همانند خواهد داشت. ممنون از همدردی شما. خوشحال شدم از شما خبری شنیدم. موفق باشیدiman.sariri@yahoo.com
sahel
پنجشنبه 18 فروردین 1390 06:57 ب.ظ
سلام استاد
سایتتون خیلی عالیه ازخوندنش لذت بردم-باتشکر-
محسن
شنبه 6 فروردین 1390 10:54 ق.ظ
معلمی شغل انبیاء است پس انشالله ایشان هم با انبیاء محشور شوند خداوند رحمتشان کند
ویدا
شنبه 16 بهمن 1389 09:50 ب.ظ
خدا رحمتشون کنه خیلی جالب بود
محبوب
پنجشنبه 11 آذر 1389 01:33 ق.ظ
خدا باباتون رو بیامرزه
sara
پنجشنبه 29 مهر 1389 12:08 ب.ظ
خونمون خالیه از تو رفتی تو واسه همیشه
رفتی و نبودن تو هنوز باورم نمیشه
این اتاق ساده کم بود جای تو قلب بهشته
پر زد از زمین خاکی یه فرشته یه فرشته
اون عزیزی که تو دنیا
یار من بود یاورم بود
نازنینم نازنینم اون فرشته مادرم بود

من چه خوشبختم که سالها روزگاری با تو داشتم
یادم که با چه ذوقی سر رو شونهات میزاشتم
کاش میشد بازم ببوسم اون دو دست مهربونت
اسممو یه بار دیگه میشنیدم از زبونت
اشکامو تو پاک میکردی
کاش برای بار آخر
من صدات میزدمو باز
تو میگفتی جان مادر
کاش میشد حتی یه لحظه در کنار تو بشینم
اگه تو بودی میگفتی نذار اشکاتو ببینم



نازپرورده
سه شنبه 27 مهر 1389 10:34 ق.ظ
خدا رحمتشون کنه، مطمئنا به وجود شما افتخار می کنن
T.T
چهارشنبه 21 مهر 1389 11:37 ب.ظ
KHODA RAHMATESHUN KONEH VA BA NIKAN MAHSHUR
متین
جمعه 16 مهر 1389 12:50 ب.ظ
به قول خودتون یادش گرامی و روحش شاد
کلامی
چهارشنبه 14 مهر 1389 12:37 ق.ظ
خدا قرین رحمتشون کنه
فاطمه
دوشنبه 22 شهریور 1389 11:45 ب.ظ
روحش شاد
فاطمه
دوشنبه 22 شهریور 1389 11:40 ب.ظ
حرفاتون خیلی دلچسب بود.حتما سعی میکنم از این به بعد EQ باشم جایIQ
زهره
یکشنبه 21 شهریور 1389 10:10 ب.ظ
دلیل فوت مرحوم چی بوده؟
شمس
پنجشنبه 18 شهریور 1389 08:49 ب.ظ
خدا رحمتشون کنه و چقدر هم که برات کامنت های قشنگی گذاشتن
سعیده. ج
سه شنبه 5 مرداد 1389 10:18 ق.ظ
خدا رحمت کند ایشان را
در غم هجر پدر
پنجشنبه 27 خرداد 1389 01:31 ق.ظ
نمیدانم پس از مرگم که آید بر مزار من که بنشیند به سوگ من
سیه چشمی سیه بر تن کند یا نه؟
ولی سوگند
تو را سوگند به جان دلبرت سوگند
مرا یاد کن آن شب که زیر خاک سرد تنهای تنهایم...
کیان
سه شنبه 25 خرداد 1389 09:57 ق.ظ
صدبار خدا مرثیه خوان کرد مرا/در بوته ی صبر امتحان کرد مرا/هرگز نشکست پشتم از هیچ غمی/جز مرگ پدر که ناتوان کرد مرا...
رفت از سر ما تاج سر ما / زحمتکش و مظلوم خدایا پدر ما / ماتمکده شد خانه ی ما بعد تو بابا / بشکست به یکباره فلک بال و پر ما.. روحشون شاد
کیان
سه شنبه 25 خرداد 1389 09:38 ق.ظ
پدر ای وجودم از تو
قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفسهات
هستی من جان گرفته
پدر ای که از تو جاری
خون زندگی تو رگهام
ای که از نور دو چشمت
نور زندگی به چشمام
پدر امروز به پاهام
دیگه نای رفتنی نیست
جز دریقی رو لبهام
دیگه حرف گفتنی نیست
پدر ، پیچ و خم راهم
نمیخوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام
توی فکر غنچه باشه
پدر دست یاری تو
اگه دستامو نگیره
کوره راه رفتن من
مثل شبهام میشه تیره
کیان
سه شنبه 25 خرداد 1389 09:37 ق.ظ
حرفهای ما هنوز نا تمام تا نگاه می كنی وقت رفتن است .... ناگهان چقدر زود دیر میشود(زنده یاد قیصر امین پور)
احسان
سه شنبه 25 خرداد 1389 09:36 ق.ظ
سلام غم از دست دادن پدر رو با هیچ چیز نمیشه ارومش کرد من 1 سال پدر عزیزمو از دست دادم تنها تکیه گاه تنها همدم تنها یار و همه چیزمو از دست دادم
پدر ..... بی تو هیچم...
جمعه 21 خرداد 1389 05:40 ب.ظ
آره
میدونی دل تنگم خیلی وقت بود که میخواست یه سری چیزا رو بگه
اما غرورم غرورم هیچوقت نذاشت

میخونم واسه تو پدر
شاید بشی تو بهتر اره حرفی مونده در قلب کوچیک پسر
من اونیم که یک دل دارم با هزار سودا سر در نمیارم از کاره خدا
چرا قصد داره جدا کنه منو تو رو آیا این هست کار خدا؟ کوش پس کاره دعا؟
دستات اینقدر سرده که باورم نیمشه این دستمال شما؟

پارچه ای که دیگه بوتو نمیده این دستمال شماس؟


آره تو عزیز ترین کسم بودی تو لحظات سخت کم بودی ولی بسم بودی

آره اعصای دستم بودی گرچه میدونی که خستم بودی


یادمه میگفتی این دنیا داره کلی فرازو نشیب اما تو سختی های زندگی هیچوقت عقب نشین

آخه تو این یه مورد آدم بدجوری کم میاره ترس این که اگه یه روزی توریت بشه منو از پا درمیاره

میدونی اگه یه روز بخوای جایی بری این خونه میپاشه از هم تو بری پس من
چیکار کنم از غم آخه چرا خستم از غم شسکتم



یادته چهار سالگی با اون ماشین قرمز کوکی که با پات رفتی روش به طور اشتباه!

اون ورز از ته قلبم کشیدم آه دیگه نداشتم اشتها همیشه بودم چشم به راه

یادته فرار میکردم وقتی میخواستی منو سر کار ببری من باورم نمیشد تو واسم

ماشین واقعی بخری

یحالا بعده این همه مدت گرفتم دسته تو تو دستم حسه غروری دارم که انگار تو آسمون

ها هستم

ولی چه فرقی داره واسم اگه بی تو باشم دیگه بزنم چه حرفی

دستات تو دستمه ولی چه سردی تو این چن سال با خودت چه کردی

میگم بیشتر از دنیا دوستت دارم هر چند پیشتر از این ها باید میگفتم

من میدونم چقدر بد رفتارم اما بدون من باهات حرف دارم
همیشه به همه پز میدادم که پدرم پشتم آره پدر بمیره هر چی دشمنه
یادته اونایی که میخواستن 45 میلیون باج بگیرن ازت کاش بمیرن واست

کاش منم کاری میکردم واست
ولی حالا که اینجام غصه نخور تو هم منو داری

نسیم
جمعه 21 خرداد 1389 05:37 ب.ظ
مثل یکی رهگذر از کوچه ها می گذرم هر سحر از کوچه ها

آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها


دلتنگم دلتنگ از خانه ها وز معبر، از گذر، از کوچه ها

آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها


باید پل زد به خیابان عشق یک شب آسیمه سر از کوچه ها

باید با بوی گل سرخ رفت جایی دلبازتر از کوچه ها

آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها


فردا مهمان شقایق شوم بگذرم امشب اگر از کوچه ها

فرجامم، دامنه ی دشت هاست خواهم رفت آخر از کوچه ها

آی نسیم سحری ، صبرکن ما را باخود ببر از کوچه ها
نازیلا کریمی
سه شنبه 18 خرداد 1389 12:08 ق.ظ
مفهوم EQ یا ارتباطات در عصر ارتباطات و برخورد خوب با این حدیث زیبا مشخص میشود
امام علی(ع) می‏فرماید: «بر شما باد، ارتباط و بخشش به یكدیگر و دوری گزیدن از جدایی و پشت كردن به یكدیگر!».
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :